هفت وادی (وادی دوم - عشق)

» هفت وادی (وادی دوم - عشق)

اگرچه که تمام منازل و وادی های سلوک را به جهت نظری می توان در ساعاتی محدود و اندک به نوشته در آورد ولیکن اگر سالک بخواهد سلوک عملی بفرماید ، ممکن است سالها بگذرد و او همچنان در یک وادی ساکن و ثابت باقی مانده باشد . البته خلاف آن نیز ممکن است که به فضل حق و مدد ولی امر ، حتا در ساعاتی و یا حتا در یک نفس ، به سرمنزل مقصود واصل شود . ولیکن آنچه که سالک عزیز باید در نظر داشته باشد این است که عجله ای در کار نداشته باشد و با صبر و استقامت ، منازل سلوکی را طی کرده و تنها در پی رسیدن به منزل آخر با سرعت بالا نباشد بلکه سعی بفرماید که از هر لحظه از سلوک خویش لذت ببرد ، چرا که همانگونه که پیش از این عرض شد در سلوک عملی عرفانی هر لحظه سالک را بشارتی می رسد و هر لحظه برای او عیدی از نو اتفاق خواهد افتاد ، پس ای عزیز طریق ، بدان که از لحظه ای که اراده به سلوک عملی فرمودی دو اتفاق در جریان افتاده است ، نخستین این است که نگاه رب و دست حضرتش به تو بوده و حمایتگر تو است و دیگر اینکه لشکر شیاطین و نفوس جاهل در پی شکست دادن و فریفتن تو هستند . پس اولین را که مدد حق است ، سرمایه ی خویش کن و با آن به جنگ با دومین که نفوس شیطانیه هستند قیام بفرما .


چون سالک وادی طلب را طی کرده و به بالاترین مرتبه از مراتب وادی طلب رسید وارد وادی دوم می شود که آن را وادی مقدسه ی عشق می گوییم . چون نار عشق افروخته گردد ، عقل را به کلی بسوزاند . البته منظور از سوختن عقل این نیست که سالک زان پس در امور خویش از قوه ی عقلانیه مدد نخواهد گرفت ، بلکه به این معناست که چون شدت طلب ایجاد شد سالک به حدی از عشق رسد که به هر وسیله و در هر لحظه کوشش می فرماید که به حضرت معشوق نزدیکتر شود . و بدان که مرکب این وادی مقدسه ، درد است . و اگر درد نباشد هرگز این سفر تمام نشود و عاشق در این رتبه جز معشوق خیالی ندارد و جز محبوب پناهی نجوید و در هر آن صد جان رایگان در ره جانان دهد و در هر قدمی هزار سر در پای دوست اندازد .


بسیاری از سالکان در این وادی بوده و نشانه ی فدا گشتنشان در آسمانهای معنوی به یادگار مانده است . چنانچه که در بدو ظهور هر یک از انبیاء الهی علیهم السلام ، مشاهده می شود که برخی نفوس به قدری عشق به پیام نبی و خداوند داشته اند که بدترین شکنجه ها را تحمل فرموده و به مقام شهادت ارتقاء یافته اند . این سر اندازی ها در کل ادیان موجود و مشهود بوده و در ادبیات نیز جلوه گر شده است ، چنانچه مشاهده می شود که حضرت حافظ علیه الرحمه می فرماید ،

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ که آنجا

سرها بریده بینی ، بی جرم و بی جنایت

و زلف یار اشاره ای است به صفات یار و صفات حضرت پروردگار که همه به وجود مبارکش ختم می شوند ، چنانچه که همه ی نخهای موی معشوقه ، به یک سر ختم می شوند ، از همین روی است که موی معشوقه در ادبیات عرفانی ، یکی از معانی ای که پیدا می کند ، صفات حق است که در کل شئی متجلی شده است و همه به ذات مبارک او برمیگردند .


ای برادر من ، تا به مصر عشق درنیایی به یوسف جمال دوست واصل نشوی و تا چون یعقوب از چشم ظاهری نگذری چشم باطن نگشایی ، آری برای رسیدن به معشوق ، و رویت جمال محبوب ، باید از چشم ظاهری گذشت تا چشم باطنی گشوده گردد و دلدار بر عاشق نمایان شود . بستن چشم ظاهر به این گونه است که سالک باید جهد فرماید که هر آنچه را دیده و شنیده به کناری بگذارد و متکی به دانسته های اندک خود نباشد ، چرا که اگر سالک متکی به دانسته های محدود خویش باشد ، دلبر آسمانی را نخواهد دید چه اینکه معلومات سالک محدود است و دلبر آسمانی نامحدود ، پس چگونه به محدود ، درک نامحدود توان کرد ؟!


پس ای سالک عزیز ، غره به این مشو که چند کتاب خوانده ای یا چند حکایت شنیده ای ، با دیده و گوش خالی بیا و از محضر دوست کسب معانی بفرما ، در این صورت است که چون یعقوب دیده ی باطنی ات گشوده شود تا به بویی از پیراهن یوسف ، وجود او را توانی شناخت . پس اگر از محدود خویش بگذری و به نامحدود دوست ناظر باشی ، مشامت آنچنان قوی گردد که دوست را در هر کجای عالم که باشد بشناسی و ندای نورانی اش را از هر جهت که بیاید ، بشنوی . نکته ی ظریفی که در اینجا ذکرش لازم است این است که چگونه ممکن است که طلب به عشق منتهی شود؟ ای سالک عزیز ، بدان که چون صفات موجودی عالی و کامل را بشنوی و مشاهده کنی ، طالب او شوی چرا که ذات تو جویای تعالی است . چون طلب کردی و به دیده ی انصاف نگریستی خواهی دید که بین تو و او ، فاصله ای زیاد است ، این فاصله و دوری ، تولید محبت بیش از پیش می کند . فلذا دوباره جویای صفات حضرتش می شوی و چون جویا شدی به صفاتی دیگر عالم می شوی و چون دوباره دوری خود از آن وجود مبارک را فهم نمودی ، باز هم محبت بیشتر و بیشتر می شود ، این زنجیره ی طلب و دوری و محبت آنقدر ادامه پیدا خواهد کرد که ناگهان اخگر عشق بر دل تو فروزان خواهد شد . در این مقام است که سر از پا نشناسی و به عشقی بزرگ و آتشی فروزان در دل ، به دنبال یار گردی .

نشان عاشق آن باشد که سردش بینی از دوزخ

نشان عارف آن باشد که خشکش بینی از دریا

بدان ای عزیز ، که سالک چون به منزل عشق رسید ، دیگر از دوزخ و آتش آن ترسی ندارد . عاشق عبادت خداوند را برای ترس از دوزخ و دوستی بهشت نمی کند بلکه تنها برای عشق اوست که احکامش را عامل است . چنانکه حضرت مولانا علی ابن ابیطالب علیه السلام در دعایی که به جناب کمیل تلقین فرمود می فرماید که : ای خدای من ، من می توانم بر گرمی آتشت صبر کنم اما چگونه صبر کنم بر دوری تو؟

این است که عرض می شود که نشان عاشق آن باشد که سردش بینی از دوزخ . و دیگر اینکه بدان که دریا به باور ما مجموعه ی هواهای نفسانیه است ، که در مصراع دوم میفرماید که نشان عارف آن باشد که خشکش بینی از دریا . یعنی دامن عارف را لکه ای از هواهای نفسانیه تر نسازد .

پس باید به نار عشق حجابهای نفس شیطانی سوخته شود ، پس ای سالک راه دوست ، بدان که چون به این وادی مقدس رسیدی حجاب های نفسانی به کناری روند و همه به شعله ی عشق بسوزند .

مراتب سالکان در این وادی مقدسه ، بسیار است چه اینکه هر وادی را مراتبیست و سالک در یک وادی تا به والاترین مراتب آن وادی نرسد ، به وادی بعدی وارد نخواهد شد . و این به باور ما ، همان بهشتی است که در قرآن شریف می فرماید که مراتب دارد . پس ای سالک عزیز ، بدان که سلوک عملیه ، در واقع بهشت است ، بهشتی که درجات و مراتب دارد و تو به هر میزان که بخواهی می توانی به مراتب والاتر نایل شوی ، پس همت خویش را بالا بگیر و کمر را محکم ببند تا به والاترین منازل رسی و به مراتب کوچک و پایین راضی نگردی . برای فهم بیشتر این وادی مقدسه ، خواندن آثار منظوم عاشقانه ی حکما و شعرای بلند مرتبه ی ایران زمین ، بسیار مفید می باشد . اگر با این درک که اکنون یافته ای و با صبر و به آرامی ، آن منظومه ها را بخوانی ، خواهی دید که چه بسیار رموز که در قالب داستانهایی ساده در دسترس تو قرار گرفته است و تو تا کنون به راحتی از کنار آنها گذشته ای . اما این را نیز بدان که مرکب این وادی چنانچه عرض شد ، درد است . پس ای حبیب من ، بدان که درد بر قلب پاکت هجوم خواهد آورد و لشکر غم لحظه ای تو را رها نخواهد کرد ، عاشق ، کوس رسوایی اش در تمام عالم می پیچد ولی این رسوایی بهتر از هزار اعتبار مادیست . چه اینکه اعتباری دایم و معنوی دارد . حالا به وقت خواندن شرح حال عشاق در منظومه های شیرین پارسی ، چشمانت پر از اشک خواهند شد چرا که آنچه را در سلوک خویش مشاهده میفرمایی در سرنوشت آن عاشقان نیز خواهی یافت . و این لذتی فراوان دارد و مستی ای تمام نشدنی .

از اینک ، در طبیعت بیش از پیش دقت بفرما و آثار صنع معشوقت را ببین ، بدان که نگاهی اینچنینی به طبیعت ، برای تو در حکم عبادتست و آثار مفیده ی زیاد دارد . تسبیح حضرتش به ذکرهای مختلف از جمله ذکر شریفه ی سبوح قدوس ربنا و رب الملائکه و الروح آثار مفید فراوانی دارد که انشاءالله به آنها ذاکر باشی و نوری بیش از پیش بگیری .

تن و جانت ، آرام و شاد باد


با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

تگ ها :   سبک زندگی
آخرین مطالب این وبلاگ



Buy Website Traffic Cheap
ساخت وبلاگ حرفه ایساخت وبلاگ حرفه ای رایگان
Buy Real Traffic
Buy website Traffic



  ساخت وبلاگ رایگان