و سالک بعد از قطع معارج این سفر بلند اعلی در مدینه ی استغناء وارد شود
استغناء را عده ای تنها به عنوان بی نیازی مادی و ظاهری به حساب می آورند . باور ما بر این است که استغناء مقامی بسیار والاتر از صرف بی نیازی مادیست . این کلمه به معنای بی نیازی در زمینه های مادی و همچنین معنوی می باشد . سوالی که در این مجال پیش می آید این است که آیا انسان به واقع می تواند بی نیاز باشد ؟ انسانی که اگر چند روز خوراک جسم خویش را تامین نکند ، بر اثر فقدان خوراک مادی ، سلامت جسم خویش و حتا جان خویش را از دست می دهد ، انسانی که اگر در روابط ضروریه ی اجتماعی ، طرد شده یا نادیده گرفته شود ، دچار انواع اختلال های روانی خواهد شد ، آیا این انسان می تواند به واقع بی نیاز باشد ؟ برخی از افرادی که تنها به ظواهر کلام توجه می فرمایند ، این واژه و مقام را به معنای بی نیازی مادی گرفته و به ریاضتهای بسیار طاقت فرسا روی می آورند . ریاضتهایی که در اصل متون قدسی ، ریشه و توجیهی نداشته و ندارند و در شیوه و سیاق زندگی انبیای الهی نیز ، نمونه و مثالی ندارند .
ای عزیز ، بدان که جسم بی شک نیازمند قوایی است برای حفظ صحت خویش و این قوا به مدد خوراک جسمانی فراهم می شود . همانگونه که جسم نیازمند قوایی است برای حفظ صحت و رشد خویش ، روح نیز نیازمند قوایی است برای حفظ و سلامت و ارتقاء خویش . از بزرگترین خوراک های روحانی می توان نیایش با پروردگار عالم ، نماز و عبادات شرعی ، ارتباط نزدیک با طبیعت و هنر و غیره را نام برد که در درجات مختلف قوت و قدرت بخشی به روح قرار دارند . سالک اگرچه خوراک جسم و روح خویش را فراهم می کند ، در عین حال مستغنی است از غیرالله . این استغناء در والاترین حالت خویش در تک تک حالات سالک مشاهده می شود . برای نمونه اگر جسم دچار عدم تعادل و مرض شود ، بی شک سالک به متخصص ( پزشک ) رجوع کرده و از داروهای ساخته شده برای عارضه ی خویش استفاده می کند ، اگرچه این عمل در ظاهر با عمل افراد غیر سالک یکسان است اما تفاوت بین آنها از آسمان است تا زمین . سالک نه پزشک را نهایت درمان خویش و نه دارو را تنها منبع تاثیر بر مرض خویش مشاهده می کند ، بلکه او پزشک را فردی خادم مشاهده می فرماید که با سعی و مرارت بسیار کوشیده است تا قوای حاکم بر طبیعت جسم انسان را شناسایی کند و دارو نیز نتیجه ی تلاش و کوشش بسیار زیاد افرادیست که به مدد علم ، کوشیده اند تا تاثیرات عالم طبیعت بر جسم انسانی را به دقت مشاهده و ثبت نمایند . در این صورت ، سالک هم به پزشک حاذق رجوع کرده و هم داروی پیشنهادی او را استفاده می فرماید ولی همه را وسیله ای می بیند برای تعلق اراده ی الهی و اجرا شدن اراده ی حضرتش بر جسم انسان . آری آن دلبر آفاق ، با قوانینی که بر طبیعت حاکم فرموده ، سلامت و شادی را برای جسم و جان انسان اراده فرموده ولیکن اکنون سالک نیازمند افرادیست که با دقت و مرارت توانسته اند روش موزون شدن شرایط جسم با جهان طبیعت پیرامونی را تا حدی کشف کنند .
در مورد مسایل معنوی نیز سالک در این مقام مشاهده می فرماید که از کل شئی بی نیاز است الا اینکه نیازمند وجود مبارک پروردگار یکتاست . در این حالت است که سالک حتا عبادات شرعیه را نجات بخش و نیرو دهنده ی روح نمی داند ، بلکه نیروبخشی و نجات بخشی عبادات را نیز از آن جهت می داند که اراده ی حق جل جلاله بر آن قرار گرفته است . اگر این حال بر بسیاری از نفوس انسانی روشن شود ، بسیاری از ایرادات ظاهریه ای را که بر ادیان الهی وارد می دانند ، دیگر منطقی نخواهند دانست و پاسخ بسیاری پرسشهای خویش را خواهند گرفت . برای نمونه اگر در میان نماز ظهر بر پیامبر گرامی اسلام که سلام خدا بر وجود مبارکش باد ، حکم تغییر قبله نازل می شود ، فردی که فهم مقام استغناء را فرموده است ، به راحتی مشاهده می فرماید که اصل انرژی روحانیه ای که از نماز می گیرد از اراده ی خداوند بوده و تغییر قبله نیز هیچ تغییری در اصل مطلب ایجاد نمی کند . چرا که اراده ی حضرت دوست تا لحظه ای قبل ( قبل از نزول آیه ی تغییر قبله ) بر این بوده که مقام مبارک قبله در مسجدالاقصی بوده و اکنون بر کعبه تعلق گرفته . اما شوربختانه اکثر نفوس تنها به ظواهر کفایت می کنند و در چنین احوالی از اصل پیام الهی دور می شوند .
ای عزیز ، بدان که استغناء بسیار وجوه مختلف داشته و در این باب مطالب بسیار است ولیکن تنها به عنوان یک سررشته این مطالب عرض شد . باشد که دوستان و مهربان یاران ، با تن و جانی خستگی ناپذیر به سیر عرفانی و سلوکی خویش ادامه بفرمایند .
با سپاس
محسن نامدارزاده
م.ن.صفا
شروعی جدید برای رشد برند شخصی یا کسبوکارت — در ارم بلاگ
مشاهده