مریدان کیشی فیشی !

» مریدان کیشی فیشی !

در زبان اهل عرفان ، به مریدانی که خیلی زود بر گرد استاد جمع شده و خیلی زود هم از گرد او متفرق می شوند ، مریدان کیشی فیشی گویند . داستان مریدان کیشی فیشی از اینجا شروع می شود که :


روزی مردی بزرگ و عارفی روحانی از روستایی می گذشت ، چون بر کنار رودخانه رسید ، دید که گویا همه ی روستاییان و بسیاری از شهری ها ، زیر اندازی پهن کرده و برای تفرج و طبیعت گردی ، در کنار رودخانه نشسته اند و لذت می برند . برخی مشغول بازی کردن برخی مشغول حرف زدن و برخی مشغول تهیه ی آتش و دیگر لوازم بودند . در آن میان چند نفر ، چند کبک را که تازه شکار کرده بودند ، بدون پر کندن و شکم خالی کردن ، بر سر سیخ زده بودند عارف گرانقدر دلش بر حال کبک ها سوخت و با اشاره ی دست حرکتی کرد و با زبن رو به کبک ها گفت : کیشششش کیشششش کیشششش

ناگهان کبک ها جانی تازه گرفته از سیخها خود را رهانیده و پرواز کردند و رفتند . همه در تعجب بودند و دهانها از تعجب باز مانده بود . بر اثر همین اتفاق بود که همه گفتند که این عارف گرانقدر مکاشفه ها دارد و اعمال عجیب و غریب می کند و غیره . پس به گرد او جمع شده و درخواست کردند که مرید او باشند . عارف که می خواست از مسئولیت سنگین سر باز زند ، گفت ، من کسی نیستم ، چیزی نمیدانم ، هیچ کرامتی ندارم ، ولی هرچه می گفت حمل بر شکسته نفسی او می شد و مردم بیشتر جذب وی می شدند . بالاخره تعداد زیادی از افراد جمع ، مرید او گشتند . مدتها گذشت ، عارف مذکور مشاهده می کرد که هرچه از دستورات اعمال دینی و مذهبی و عرفانی که به مریدان می دهد ، هیچ کدام عملی نمیکنند و همه گویا فقط برای داستان شنیدن گرد او جمع شده اند نه برای عمل کردن و سلوک عملی نمودن !

از همین روی تدبیری برای امتحان چید ، در قدم زدنهای روزانه که عارف در بیابان و دشت انجام می داد و مریدان بر گرد او جمع شده با او قدم می زدند ، ناگهان از مریدان کمی دور شده کنار تخته سنگی ایستاد و ایستاده ادرار کرد . همه ی مردمانی که خود را مرید او می دانستند با دیدن این عمل او ، از وی دور شده و دیگر نه سراغ او را گرفتند نه سراغ عرفان و سلوک را . تنها یک جوان از میان آن ده ها نفر باقی ماند . جوان علت کار پیرمرد عارف را جویا شد ، او گفت : راز سلوک را به مریدی باید گفت که به واقع و با جان و روح طالب سلوک باشد نه تنها برای ظواهر خود را مایل به سلوک نشان دهد . آنانی را که دیدی به یک کیش آمده بودند و به یک فیش رفتند ! چنین مریدانی اهل عمل نیستند و سلوک را بازی شمره اند .


از این روی بعد از آن واقعه ، مریدان اینچنینی را مریدان کیشی فیشی می نامند ، یعنی کسانی که به قول ضرب المثلهای نیاکانمان ، به یک غوره سردی و به یک مویز گرمی می کنند . آری سالک باید در راه سلوک محکم باشد و از کیشی فیشی بودن بپرهیزد . با خودم گفتم این حکایت شیرین را نقل کنم خالی از لطف نیست و در کنار طنز بودنش مطالبی را در بطن خود دارد که با تفکر می توان به آن حکمتها پی برد .


با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

تگ ها :   رپورتاژ عرفان
آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Real Traffic
Buy Website Traffic Cheap
ساخت وبلاگ حرفه ایساخت وبلاگ حرفه ای رایگان



  ساخت وبلاگ رایگان