هفت وادی (وادی اول - طلب)

» هفت وادی (وادی اول - طلب)

در متون کهن عرفانی ، عرفای گرانقدر منازل سلوک عملی را از هفت منزل تا چهل منزل روایت کرده اند . تفاوت در تعداد منازل نباید موجب گمراهی سالک گردد و گمان بفرماید که در این میان تفاوت و جدالی بین عرفا وجود دارد ، بلکه هر کس به ذائقه ی خویش آنچه را رویت فرموده ذکر کرده است . ما نیز به رساله ای قدیمی و دست نویس دسترسی پیدا کردیم که مطالب بسیار بکر و عملی ای در خود دارد ، از این روی لازم دانستم به عنوان زکات این رساله ی شریفه که به دست این عبد رسیده است ، مختصرا ، مطالب هفت وادی سلوک عملی را از متن مذکور گرفته و در این مجال خدمت دوستان و مهربان یاران علاقمند به مسایل ماورای فیزیک ، عرضه دارم . در هر پست یک وادی را خلاصه و به بیانی ساده عرض می کنم که هم دوستان خسته نشوند و هم متن این رساله ی بسیار گرانبها که ممکن است در دست بسیاری افراد نباشد را نشر دهم . متن را دقیقا کپی نمی کنم بلکه سعی می کنم با ادبیاتی امروزین و در ضمن با رعایت امانت نسبت به متن اصلی ، مطالب را به خدمت مهربان یاران علاقمند به عرفان عملی منتقل سازم . باشد که مورد استفاده ی دوستان عزیزی که به این وبلاگ نظر لطف دارند قرار بگیرد و روح شریفشان منور به انوار خاصه ی الهی گردد . یقین می دانم که متن به این بکری در دسترس بسیاری افراد نمی باشد فلذا خواهشمندم با دقت مطالعه شود که حق مطلب تا حدی ادا شود . و انشاءالله عمل شود که دوستان نتیجه ی عجیب عمل به رساله ی مذکور را در خویش شاهد باشند . چه اینکه متن واقعا بکر و قدیمی است و جامع و کامل است مابین رساله های عرفانی .


اول وادی در تقسیم بندی این رساله ی شریفه ، وادی طلب است . بی شک انسان تا طلب نکند نخواهد یافت . به قول حضرت حافظ علیه الرحمه ،

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند ، که را دوا بکند؟!


آری ، داشتن درد و نشان دادن آن از اصولی ترین ارکان سلوک عملی است که موجب می شود که طبیب عشق ، انسان را یافته و راهنمای او گردد . و اما مرکب این وادی چیست ؟ مرکب این وادی شریفه ، صبر است ، یعنی سالک بی صبر به جایی نرسد . صبر در کل شئون حیاتی سالک ضروری است . صبر انواع دارد ، ما تنها صبر به سختیها را در ذهن می آوریم ولی شادی ها نیز صبر می خواهند ، صبری که زمام خویش را از دست ندهیم ، صبری که در شادی حضرت دوست را فراموش نکنیم و او و الطافش را به فراموشی نسپاریم ، و مهمتر از همه ، صبری است که بر سبیل هدایت باید به آن مسلح باشیم ، یعنی صبر داشته باشیم و منازل سلوک را یکی یکی و با آرامش و صبوری طی کنیم ، اگر در هر مرحله دچار خطا شدیم نگوییم که ما اهل سلوک نیستیم پس فراموشش کنیم ! اگر استاد راه را نیافتیم ، نگوییم ما اهلیت سلوک را نداریم . باید صبر را در اعماق وجود خویش نهادینه کنیم . یکی دیگر از مصادیق صبر ، صبر بر شریعت است ، بسیاری از افراد که با نیت مثبت گام در عرصه ی سلوک می گذارند ، شوربختانه در دام افراد شیادی می افتند که هر هدفی دارند جز همراهی سالک برای رساندن او به معراج روح و مدارج والای عرفانی و معنوی ، آنها بیان می کنند که حال که در طریقت پای گذاشتی دیگر لزومی ندارد که اعمال شریعت را انجام دهی ! حال آنکه این اولین گمراهی و انحرافی است که دامن بسیاری از ارواح پاک و ساده را گرفته و آنها را ، وارد انحرافی می کند که عواقب بسیار بدی دارد ، ناگهان سالک چشم خویش را باز می کند و می بیند که به جای سلوک در طریق حضرت معشوق ، در راه خلاف آن سلوک می کند و هر گناهی را انجام می دهد به این بهانه که رعایت شریعت الزامی برای سالک طریقت ندارد ! حال آنکه حقیقت درست برعکس این است ، همه ی عرفا در کل ادیان و مذاهب ، بر انجام احکام شریعت بسیار تاکید داشته و لحظه ای از رعایت آن غافل نمی ماندند . پس ای سالک عزیز ، بکوش که در شریعت رحمان نیز عامل باشی و صبر نمایی ، اگر رعایت احکام شریعت برای تو سخت است ، اندکی صبر کن ، نترس ، باطن تو بر خلاف شریعت نیست ، بلکه این نبود عادت به نظم است که برای تو رعایت احکام را سخت می کند ، پس از مدتی که نظم در زندگی تو عادی و عادت شد ، آنگاه رعایت احکام برایت سختی ای نخواهد داشت بلکه تو از ظاهر احکام خواهی گذشت و به باطن آنها خواهی رسید تا جایی که نه تنها رعایت احکام برایت دردسر و سختی ندارد بلکه با رعایت احکام چنان شادی و مستی ای خواهی یافت که همه ی مست های عالم به حال تو غبطه خواهند خورد . این را نه تنها این عبد بلکه نویسنده ی رساله ی شریفی که در دست دارم ، به تو قول داده است پس صبر کن بر همه چیز و بدان که مرکب تو که تو را حرکت دهد ، در این وادی شریفه ، صبر است و بی صبر به جایی نخواهی رسید .

بدان که طالب در این وادی به مقامی رسد که همه ی موجودات را در طلب دوست سرگشته بیند ، آری ، با طلب واقعی که در خویش ایجاد کرده و با صبری که می نمایی ، چشمان مبارک تو باز خواهند شد و عالمی را در طلب دوست حیران بینی ، تمام ذرات را مشاهده فرمایی که از عشق و محبت دوست در طلب او در حرکتند و ذره ای بی طلب او موجود نمی باشد . چون این صورت را مشاهده فرمایی چنان مستی ای در تو به وجود آید که با تمام ذرات عالم خود را یکی بینی و همراه با تک تک موجودات عالم هستی ، تو نیز در طلب آن یار زیبا جمال ، به تکاپو و حرکت افتی .

می گویند که طلب را باید از مجنون عشق اندازه گرفت ، حکایت کنند که روزی مجنون را دیدند خاک می بیخت و اشک می ریخت ، گفتند چه می کنی ؟ گفت لیلی را می جویم . گفتند وای بر تو ، لیلی از روح پاک و تو از خاک طلب می کنی ، گفت همه جا در طلبش می کوشم شاید در جایی بجویم .

آری این حکایت درسهای زیادی دارد که در صورت تفکر عمیق سالک طریق حضرت رحمان ، رموزش آشکار خواهد شد ، یکی از رموز این است که سالک همچون مجنون باید به حدی از طلب رسد که به قول معروف دو دو تا چهارتا نکند ، بلکه با تمام وجود خویش بکوشد و در طلب یار باشد ، نکته ی دیگر اینکه برای حضرت محبوب ، جا و مکان و مشخصات معین نفرماید ، چه بسیاری از علمای یهود که برای حضرت عیسی سلام الله علیه شرایط معین کردند و چون وجود مبارکش ظاهر شد او را نشناختند ، چه بسیار علمای مسیحی که برای بازگشت حضرت عیسی مشخصات معین کردند و چون حضرت رسول روحی له الفدا تشریف آوردند او را نشناخته و از شناخت حضرتش محروم ماندند ، این حکایت به سالک می آموزد که برای محبوب خویش و مطلوب خویش ، جا و مکان و شرایط و ویژگی هایی از سر خود معین نکند ، بلکه تنها به دنبال مطلوب باشد از هر جا که تشریف آورد ، عاشق مطلوب باشد از هر خانه که ندا برآورد ، عاشق نور باشد ، از هر چراغ که تابیدن گرفت . نکته ی دیگر که از این حکایت برداشت می شود این است که طلب حضرت حق جل جلاله ، از همین مدارج پایین آغاز می شود ، یعنی لازم نیست در بدو امر سالک به دنبال انوار حق در ملکوت معنوی باشد چه اینکه او را دسترسی به آن عوالم فعلا مقدور نیست ، بلکه سالک باید از همین جهان ماده شروع کند ، ضمن رعایت احکام شریعت ، باید انوار و صفات حق جل جلاله را در همین دنیای مادیه شاهد بوده و بنگرد . آری اگر سالک چنین کند دیری نخواهد پایید که انوار حضرتش را در هر شئی مشاهده کند و قدرت حضرتش را بر کل آسمانها و زمین ، محیط و حاکم بیند .

ذکری که در این وادی به سالک بسیار یاری خواهد کرد ، ذکر شریفه ی لا اله الا الله می باشد . ولی گفتن این ذکر اگرچه تعداد خاصی ندارد اما روش خاصی دارد . باور ما بر این است که این ذکر شریفه را باید به نفی و اثبات گفت . به این معنی که سالک باید ذکر را به دو قسمت تقسیم کند ، قسمت اول لا اله و قسمت دوم الا الله است . سالک عزیز هنگامی که قسمت اول ذکر را می گوید باید در نظر خویش همه ی الاهه ها و هر آنچه محبوب وی هستند را از دل بیرون کند ، حتا دوستان و نزدیکان را . البته این به معنی عدم علاقه به آنها نیست بلکه به این معنی است که هیچ چیزی را به عنوان اله و پروردگار و مقصود خویش قبول ندارد ، وقتی کل اشیاء و محبت کل موجودات را از دل خویش بیرون کرد ، آنوقت قسمت دوم ذکر را بگوید و در حین گفتن ، عشق خداوند را در دل خود وارد کند . پس در مرحله ی اول که قسمت اول ذکر را می گوید باید دل را از کل شئی خالی کرده و خاکروبی کند و در مرحله ی دوم با گفتن قسمت دوم ذکر باید عشق و محبت حق را در دل خویش وارد کند ، اوایل که سالک این ذکر را تمرین می کند شاید دقایقی طول بکشد تا تنها یک بار ذکر مذکور را بخواند ولی بعد از مدتی با چنان سرعتی انجام خواهد گرفت که در کسری از ثانیه محبت کل شئی را از دل بیرون کرده و در کسری از ثانیه نیز محبت حق را در خانه ی دل جای دهد

نکته ی دیگری که ذکرش لازم است این است که اگر در دلمان طلب به خوبی جای نگرفت چه کاری را باید انجام دهیم؟ برای رسیدن به طلب واقعی باید اوهام و خرافات را از دل بیرون کرد . باید تا حدی صفات حق را با خویش مرور کرده و حتم پیدا کنیم که دوای درد ما صفات مذکور هستند . مثلا اگر حق جل جلاله ، نور است و نور یکی از صفات اوست ، سالک باید یقین کند که نیازمند نور حق است تا تاریکیهای وهم و جهل و تاریکی های مشکلات مادی و معنوی از زندگی اش پاک و برطرف شوند ، آری او نیازمند نور است ، همینطور صفات دیگر را که عمدتا در دعای جوشن کبیر آمده در دل خویش تکرار نموده و بداند تا چه قدر بر وجود آنها در زندگی اش محتاج و مضطر است . اگر این تمرین نیز انجام شود ، روز به روز حس طلب بیشتر خواهد شد چون انسان به نفسه به دنبال رشد و تعالی است و صفات الهیه همه سرشار از تعالی بوده و متعالی ترین صفات عالمند . پس به این روش طلب در قلب مبارک سالک بیش از پیش به وجود آمده و عمق خواهد یافت .

یکی دیگر از صفات سالک در این وادی این است که سالک در هر جا به دنبال حضرت محبوب می گردد ، همه ی ادیان و مذاهب را می نگرد و کتب مقدسشان را می خواند ، هر کس که ادعا کند که راه خدا را می داند ، سالک حرفش را می شنود اما در ضمن محکم بر احکام هم هست و حرف هر کس را بدون تعقل قبول نمی کند بلکه با عقل خود هر سخنی را محک زده و با متون مقدسه و آیات الاهیه تطبیق می دهد و چون حرفها را مخالف متون مقدس یافت از آنها دوری کرده و جدا می شود اما در کل سالک هر خانه ای را در عالم ، به دنبال یافتن محبوب جستجو می کند ، این است صفت طالب واقعی ، و یقینا صبر را نیز پیشه ی کار خویش خواهد کرد تا اگر در چند تفکر یا دین ، حق را آنگونه که باید نیافت ، پشیمان و دلسرد نشود و باز هم طالب یافتن حق و حقیقت باشد .

انشاءالله دوستان و مهربان یاران علاقمند به این وادی نخست عمل کرده و تمرینها را انجام بفرمایند ، در روزهای آتی وادی های بعد را تک تک خدمتتان عرض خواهم کرد .

پس ای عزیزان ، اگر در خویش طلبی یافتید که این مختصر مقاله را خواندید ، به شما تبریک می گویم ، شما طالب جمال یارید و بی شک به فضل و بخشش او ، به سرمنزل خواهید رسید ، مدتش فرقی نمی کند ، مهم این است که از هر قدم در وادی سلوک لذت برده و در هر لحظه بشارتی نو خواهید یافت و عیدی جدید بر شما خواهد گذشت ، چنانکه مست های جام های مادیه ، به مستی معنوی شما غبطه خورند و در تمام عمر یک لحظه از مستی شما عزیزان را فهم نفرمایند .

قربان شما عزیزان

با سپاس

محسن نامدارزاده

م.ن.صفا

آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Real Traffic
Buy Website Traffic Cheap
ساخت وبلاگ حرفه ایساخت وبلاگ حرفه ای رایگان



  ساخت وبلاگ رایگان